X
تبلیغات
عمو پورنگ
ده بیسه پونزه هزار و شصت وشونزه هر کی میگه شونزه نیس 20،19،18،17

.

.

.

lمن با اسم تو شروع میکنم ای خالق رحمان و رحیم .....................................

.

.

دوباره وقت خندس دوباره وقت شادی تو بودی ک گل میگفتی نامه ب ما میدادی....................

.

.

سلام وعرض ادب و احترام دارم خدمت تمام خوانندگان به خصوص پدر و مادر های عزیز.روز پائیزیتون به خیر مثل همیشه پر حرفی نمی کنم دهانمون رو خوشبو می کنیم وبمونو بیمه می کنیم با ذکر یک صلوات محمدی بلند..........................

.   

.

............اتل متل جوجمون هم نازه هم ملوسه کی می دونه که ایشون یه مرغه یا خروسه!؟.............

 

 

 


برچسب‌ها: عموپورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/09/16 | 10:57 | نویسنده : nasrin |

تولد مامان فاطمه مبارررررررررررررررررررررررررررررک ..!

امید واریم 100000000000000000000000000000000000000سال دیگه زنده باشین ...


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, ‌ مامان عمو پورنگ, سیده فاطمه گیلانپور

تاريخ : 92/11/10 | 16:40 | نویسنده : nasrin |

سلام

این عید پاک رو به پاکترین دل دنیا تبریک میگم

امیدوارم بتونم قدر این پاکی رو بدونم

و سال دیگه هم بهت تبریک بگم

و پاکی رو باهم جشن بگیریم

کریسمس مبارک

 


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, کریسمس, سال نو میلادی

تاريخ : 92/10/11 | 17:16 | نویسنده : nasrin |



مبارکههههههههههههههههههههههههههههه !!!!








مرغ و خروس و اردک
تولدت مبارک !!!!!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
 

به قول خودش :
قبلا دنبالش میدوئیدن با قاشق غذا بهش بدن .....
الان میدوئن دنبالش بشقابو ازش بگیرن !!!!!!!
خخخخخخخخخخخخخ






ایشالا 1000000000000000000000000000000 سال به این سال ها ....
(مردی عددشو بخون !!!) خخخخخخخ
 نه به این تیپ ....


نه به ای تیپ


برچسب‌ها: عمو پورنگ, امیر محمد, تولد امیر محمد, امیر محمد متقیان, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/09/13 | 19:18 | نویسنده : nasrin |
تولد یک سالگی وبلاگمون مبارک ..........................!!!!!!!!!!!!



وبلاگ جونی تفلدت مبارک !!!!!!




برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, تولد

تاريخ : 92/09/02 | 17:44 | نویسنده : nasrin |
تاريخ : 92/08/18 | 19:33 | نویسنده : nasrin |

  


 


 


 


 


 


 


 


 


 

غصه نخور یا کریم.......مخلصتم چاکریم !!!!!!!!!


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, هنرمندان

تاريخ : 92/07/25 | 18:38 | نویسنده : nasrin |
همونطور که میدونید  روز های ۴شنبه و ۵شنبه و جمعه عمو گلی برنامه دارن

 امید وارم که آخر هفته های خوبی رو کنار عمویی داشته باشید .....

مرسی از  حمایتای همتون .... دوستون دارم جوجه پورنگیای گل .....تا بعد ...


برچسب‌ها: عموپورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/05/31 | 11:53 | نویسنده : nasrin |
مرداد بهترین ماه ساله بگو چرا ؟؟؟

گفتی چرا ؟؟؟؟

به هر حال مرداد بهترین ماه ساله چون تولد عمو (۵/۱)

تولد خودم (۵/۱۵)تولد محمد حسین خلیفه(۵/۱۸)توی مرداده ....

نکته:

دختر مردادی دختر نیست که ....... زن آرزو هاست !!!!!!!!!!!!!!!!

پسر مردادی پسر نیست که ....... مرد رویا هاست !!!!!!!!!!!!!!!!

کامنت = مرداد بهترین ماه ساله


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, تولد عمو پورنگ, مرداد, تولد محمد حسین خلیفه

تاريخ : 92/05/30 | 10:58 | نویسنده : nasrin |

بنام خدا

دوستان سلام

بر خود لازم میدانم که از فرد فرد شما بابت محبتی که در حقم داشته اید تشکر و قدردانی کنم

صادقانه باید بگویم در فضای مجازی مثل همیشه سنگ تمام گذاشتید و مرا همچنان شرمنده کردید.

در نهایت باید بگویم که :آری یکبار دیگر من متولد شدم ..اما نمیدانم به عمرم اضافه شده یا از آن کاسته میشود؟

ولی مطمئنم با هر تولد یک قدم به مرگ نزدیک تر میشویم..

و تو ای خدای بزرگ کمک کن از این نعمتی که بر من ارزانی داشتی در جهت رضای تو بهره گیرم..


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, تولد عمو پورنگ, اول مرداد, تشکر عمو پورنگ

تاريخ : 92/05/09 | 11:16 | نویسنده : nasrin |

تولد تولد تولدت مبارک .....


کاشکی که 100 ساله شی


نع 120 ساله شی


نع 120 سال کمه همیشه زنده باشی .....


عمو گلی جـــــــــــــــــــــــــــــــــــونی تفلدتون مبارک ...........................................






بیار کیک تولد بزار شمع هارو زود روش بکن یه فوت محکم تا شمعا بشه خاموش

تولدت مبارک لبات همیشه خندون شیرین باشی همیشه مثل قند تو قندون :



حالا کادو تولد :







عموی مهربانم ارزشت قدری والاست که نتوان در چند سطر مبارک زادروزت راتبریک گفت،

برای وجود ارزشمندت هدیه ای مناسب نیست پس:

قلبم را، تنها داراییم را با اخلاص نثار وجود پاکت میکنم،

تولدت مبارک


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, تولد عمو پورنگ, اول مرداد

تاريخ : 92/05/01 | 10:36 | نویسنده : nasrin |

داریوش فرضیایی: وقتی «عموپورنگ» هست به

کرم ضدچروک نیازی نیست!!!!


نشست خبری عوامل برنامه‌ساز «عموپورنگ» ظهر امروز - دوشنبه - با حضور جمعی از خبرنگاران در

سالن آمفی تئاتر شبکه دو سیما برگزار شد و عوامل به پرسش‌ها پاسخ دادند.


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, کرم ضد چروک, نشست خبری عوامل برنامه‌ساز «عموپورنگ»

تاريخ : 92/04/19 | 18:54 | نویسنده : nasrin |

عمو پورنگ در ایام مبارک ماه رمضان در کتابخوانهء پورنگ:


عمو پورنگ ساعت 18:00 در شبکه 2


"فراموش نشه ...."


با حضور شخصیت های جدید مثل: آقاممنون،پهلون پنبه و....


قدر عمو اینا رو بدونیم:

تو این ایام عمو و تموم عوامل بازبون روزه دارن برامون برنامه اجرا میکنند...

فقط برای شادی دل ماها ....





برچسب‌ها: عمو پورنگ, ماه مبارک رمضان, داریوش فرضیایی, شروعی دوباره, کتابخوانه پورنگ

تاريخ : 92/04/19 | 18:50 | نویسنده : nasrin |

سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه:

ماه مبارک رمضان نزدیکه

این ماه واسه آدمای خوب ماه خوب و عزیزیه

امیدوارم این ماه برای شما سراسر نور و شادی و خوشی باشه "آمین"

مارو هم از دعای خیرتون محروم نکنید ...


برچسب‌ها: عمو پورنگ, ماه رمضان, داریوش فرضیایی, شهرالرمضان

تاريخ : 92/04/12 | 12:48 | نویسنده : nasrin |
من به یه نتیجه ای رسیدم !!

حالا بگو چی ؟!

گفتی ؟؟؟!

خلاصه من در چند روز اخیر در کتابی خوندم که افراد مردادی بخصوص هنرپیشگان

(عمو جونم ) ، معلمان و فروشندگانی  که توی این ماه به دنیا اومدن خیلی زود

توی دل افراد جامیشن عمو هم که 1 مردادن ومنم که 15 مردادم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس به این نتیجه میرسیم که این که عمو انقدر محبوبن یه چیز طبیعیه !!

هورررررررررررررررراااا !!

خدا حافظ همتون              نظر یادتون نره ....


عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــق منه ....


برچسب‌ها: عمو پورنگ, کشف بزرگ من, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/02/26 | 10:59 | نویسنده : nasrin |

بنــــــــام خــــــدا

دوستان عزیز سلام

امیدوارم در پناه خدای مهربان شاد باشید و تندرست ؛

به بهانه ی روز مادرو هفته ی معلم تصمیم گرفتم چند خطی را برایتان بنویسم.

ولی هرچقدر فکر کردم نتوانستم این دو را از هم تفکیک کنم !

چرا که مادر در کنار مسئولیتِ  مادریش یک معلم  نیز محسوب میشود ؛

معلمی که پایه های اخلاقی و تربیتی ِ هریک از ما را او پی ریزی کرده

و

با عشق و فداکاری از همان ابتدای کودکی بسیاری از آموزه های انسانی را بما یاد داد.

از سویی دیگر معلم نیز همچون مادری دلسوز است که آینده ی درخشان ، پیشرفت و

سعادتِ دانش آموزانی که فرزند او محسوب می شوند، برایش بهترین آرزوهاست؛

او که با همه ی مشقت ها در کمال ِ صبر و بردباری بما درس زندگی ، آگاهی و جهان بینی می دهد..

خلاصه اینکه :هم معلم هم مادر جایگاه والایی دارند که با زبان نمی توان آن را توصیف کرد،

در عمل نیز جبرانش برای هریک از ما میسر نیست.

لذا !

فقط می توانیم از آنان تشکر کنیم و برایشان دعای خیر داشته باشیم.


مادر عزیزم ، معلم خوبم روزتان گرامی باد


داریوش فرضیایی


برچسب‌ها: روز مادر, روز معلم, عموپورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/02/09 | 20:23 | نویسنده : nasrin |
مامان الهام جونم ، مامان فاطمه روزتون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک ...

روز همــــــــــــــــــــــــــــه مامانا مبارک ...



برچسب‌ها: روز مادر, روز معلم, عموپورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/02/09 | 20:15 | نویسنده : nasrin |
هعععععععععععععععععععععععععععععععی ....

دیگه عمومو که نمیبینم اینجام کمتر میام خدایا کی میشه عموم دوباره بیادش ...

هعععععععععععععععععععععععععععععععی ....



برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 92/01/27 | 17:52 | نویسنده : nasrin |
بازم سلام ،

امید وارم خوبه خوب باشید هم شما و هم عموی گـــــــــلم ....

عیدتونم مبارک

الان از همه ی کسایی ناراحتشون کردم معذرت میخوام و خواهش میکنم همینجا منو ببخشن دیگه انسان جایز الخطاست دیگه ....

خلاصه عمو هم که سفر و به گفته ی خودشون شاید چند سالی برنامه نداشته باشن و خلاصه ماهم بیچاره ی بدبخت شدیم رفت ...

سرتونو درد نیارم ، فعلا خدا حاقظ همتون ...


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, ببخشید

تاريخ : 92/01/11 | 17:45 | نویسنده : nasrin |
سلام عمـــــــو امیدوارم خـــــوب باشید !!

عمو دارید میرید استرالیا خــــــــــــــــــــوش بگذره ...

اما بدونید اینجا حســــــــــــــــــــــابی به ما بد میگزره ...

آخه خیلی سخته از این به بعد بخایم با خاطرات و کلیپ ها شما زندگی کنیــــم..

امیدوام این مسائل که پیش اومده زود حل بشه و دوباره شمارو ببینیم...

راستی راستی سال نو مبــــــــــــــــــــــــــــــــارک !!..


هعـــــــــــــــــــــــــــی عمو نیستید امسال که با هم شعر "بگو مقلب القلوب به من بده یه قلب خوب قلبی که یاد تو باشه از دم صبح تا به غروب .... " رو باهم بخونیـــــــم ...

حالا زیاد ناراحتتون نکنم ...
بخندین عیـــــــده !..


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی, سال نو, سفرعمو به استرالیا, آخرین پست سال

تاريخ : 91/12/23 | 17:42 | نویسنده : nasrin |
http://uploadtak.com/images/t6729_DWCaa2Hr7gGX6DwF9HiA.jpg

ایشون کیه دیگــــــــــــه ؟؟؟! عموی منه ؟؟؟ نــــــــــــــه !!


http://uploadtak.com/images/o5757_WE1b1S1JKW8bu5mhf1dQ.jpg

وااااااااااااااااااااااای عموم پلیس بین الملله ، مامور تامین شادی و خنده ی ما !!!


http://uploadtak.com/images/522___4.jpg

بدون شرح....


http://uploadtak.com/images/f2445___9.gif

نقاشیم خــــــــــــــــــــــــــوبه ؟؟؟!


http://uploadtak.com/images/g8483_2TYprmZIeJN6coa7nY6u.jpg

 تمبر جدید عموبه بازار آمـــــــــــــد !!


http://uploadtak.com/images/d7897_GTJJyAIYWROoMruQN8y3.jpg

پیشی آخه تو چیکار به عموی من داری ؟؟؟! نری بخوریش هــــــــــــــــــا !!


http://uploadtak.com/images/s7516___49.jpg

خداییش نقاشیم خـــــــــــــوبه !!


s1913_yRvwArkLiCFdcyEo8Fdu.jpg

بازم خودمم !!

منبع   http://amoo-poorangvabaran.blogfa.com/   هستش


برچسب‌ها: عموپورنگ, عکس های جالب عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/12/20 | 19:51 | نویسنده : nasrin |



من از عمو میــــــــــــــــــــــــــــــــــــترسم !...


منبع   http://amoo-poorangvabaran.blogfa.com/   هستش



برچسب‌ها: عموپورنگ, عموی ترسناک, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/12/20 | 19:39 | نویسنده : nasrin |
اینم کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ویدئو از عمـــــــــــــــو ...


http://www.aparat.com/video/video/result?text=%D8%B9%D9%85%D9%88+%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86%DA%AF&secfrdcodedvar=ee3ddc41a


برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/12/20 | 19:26 | نویسنده : nasrin |

راستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی راســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتی !!!!

کلیپ پیشی مانکن تو قسمت پیوند ها هست ....



برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/12/19 | 17:37 | نویسنده : nasrin |
تاريخ : 91/11/28 | 17:51 | نویسنده : nasrin |
تاريخ : 91/11/19 | 19:11 | نویسنده : nasrin |
تاريخ : 91/11/19 | 18:50 | نویسنده : nasrin |
  •   عکس عمو پورنگ  و امیر محمد
    عکس عمو پورنگ و امیر محمد
  •   عکس عمو پورنگ  و امیر محمد
    عکس عمو پورنگ و امیر محمد
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ  و امیر محمد
    عکس عمو پورنگ و امیر محمد
  •   عکس امیر محمد
    عکس امیر محمد
  •   عکس امیر محمد
    عکس امیر محمد
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ
  •   عکس عمو پورنگ
    عکس عمو پورنگ

برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/11/07 | 19:31 | نویسنده : nasrin |

وااااااااااااااااااای امروزو بگو !!

امروز(11/4)(4 شنبه).................خیلی باحال بود امیر (گلدون خان) میخاست کیشتیله بزنه یهو خورد زمین !!! وای مردیم از خنده !! خیلیم وحشتناک اومد رو زمین !!

                  ( امیدوارم چیزیش نشده باشه !)   



برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/11/04 | 19:14 | نویسنده : nasrin |

حال‌ عموپورنگ‌ چطور است؟
- عالی‌ است، بهتر از این‌ هم‌ نمی‌شود! از پخش‌ زنده‌ آمده‌ و کلی‌ انرژی‌ گرفته.
o عمو پورنگ‌ کیست؟
- یک‌ پسر جوان‌ شیطان‌ که‌ عاشق‌ بچه‌هاست.
o جوان‌ چند ساله؟
- حتما باید بگویم؟ متولد دههِ پنجاه‌ است. نمی‌دانم‌ اول‌ دههِ پنجاه‌ یا آخرش.
o یعنی‌ نمی‌خواهید بگویید؟
- نه‌ مگر جوان‌ هجده‌ساله، سن‌ پرسیدن‌ دارد؟ هجده‌ساله‌ هستم.
o من‌ باور نمی‌کنم.
- قرار نیست‌ شما باور کنید! من‌ باور کرده‌ام، برای‌ همین‌ هم‌ مثل‌ هجده‌ساله‌ها شلنگ‌ تخته‌می‌اندازم.
o خب، فرض‌ کنیم‌ عموپورنگ‌ هجده‌ساله‌ است. داریوش‌ فرضیایی‌ چند سالش‌ است؟
- داریوش‌ فرضیایی‌ همان‌ عموپورنگ‌ است! مگر غیر از این‌ است؟
o فکر نمی‌کنید باید کمی‌ با هم‌ فرق‌ داشته‌ باشند؟
- شما الان‌ دارید با داریوش‌ فرضیایی‌ مصاحبه‌ می‌کنید یا پورنگ؟
o این‌ را شما باید به‌ من‌ بگویید.
- من‌ می‌گویم‌ شما در آن‌ واحد دارید با دو نفر صحبت‌ می‌کنید. دو نفر در یک‌ کالبد.
o پس‌ چرا یکی‌ داریوش‌ است‌ و آن‌ یکی‌ پورنگ؟
- برای‌ این‌که‌ سال‌ 1378 برنامهِ "پورنگ‌ و تورنگ" را برای‌ شبکهِ اول‌ اجرا کردم. این‌ شبکه، شبکه‌ای‌ ملی‌ است‌ و فکر کردم‌ اگر قرار باشد دوباره‌ در این‌ شبکه‌ کاری‌ برای‌ بچه‌ها داشته‌ باشم، برای‌ این‌که‌ذهنیتشان‌ به‌هم‌ نخورد بهتر است‌ همان‌ اسم‌ پورنگ‌ را داشته‌ باشم. البته‌ بچه‌ها با اسم‌ پورنگ‌راحت‌ترند. خیلی‌ از آن‌ها اسم‌ مرا می‌دانند اما پورنگ‌ را ترجیح‌ می‌دهند.
o عموپورنگ‌ قبلا چه‌ می‌کرده؟
- قبلا مثل‌ همه‌ زندگی‌ می‌کرده، سربازی‌ رفته، درس‌ خوانده، کار کرده... اول‌ گزارشگر رادیو بودم،بعد در بخش‌ تولید رادیو بازیگری‌ کردم‌ و می‌کنم. سال‌ 1373 برای‌ برنامه‌ای‌ به‌ نام‌ "کارتن‌های‌درخواستی" در گروه‌ کودک‌ شبکهِ اول‌ سیما گزارش‌ گرفتم‌ و بعد از وقفه‌ای‌ کوتاه، اولین‌ کار اجرایم‌ درشبکهِ اول، برنامهِ "یکی‌ و تکی" بود و بعد هم‌ "تورنگ‌ و پورنگ". برای‌ شبکهِ تهران‌ هم‌ برنامه‌های‌"باطراوت" و "باز باران" را اجرا کرده‌ام.
o چطور سر از برنامه‌های‌ کودک‌ درآوردید؟
- از همان‌ اول‌ هر کسی‌ مرا می‌دید می‌گفت‌ تو هنوز بزرگ‌ نشده‌ای، بهتر است‌ بروی‌ توی‌ کار کودک.مادرم‌ می‌گوید: مانده‌ام‌ برایت‌ زن‌ بگیرم‌ یا نه! به‌ چه‌ کسی‌ بگویم‌ می‌خواهم‌ بچه‌ام‌ را تحویلتان‌ بدهم‌ که‌بزرگش‌ کنید!
o فکر می‌کنید وقتی‌ خودتان‌ بچه‌دار بشوید، رابطه‌تان‌ با بچهِ خودتان‌ چطور خواهد بود؟
- خیلی‌ دوستش‌ خواهم‌ داشت. من‌ عاشق‌ بچه‌ها هستم. حتی‌ گاهی‌ به‌ خودم‌ می‌گویم‌ خدا چقدر به‌من‌ حوصله‌ داده، ولی‌ باور کنید این‌ نعمت‌ است.
o فکر می‌کنید کودکتان‌ شما را جدی‌ بگیرد؟
- خوب‌ شد پرسیدید مشکل‌ عمدهِ من‌ توی‌ خانه‌ همین‌ است. جدی‌ام‌ نمی‌گیرند! خواهرم‌ می‌گوید مُردم‌ و یک‌ کلمهِ جدی‌ از تو نشنیدم! از بس‌ که‌ شیطنت‌ می‌کنی‌ حرف‌های‌ جدی‌ تو را هم‌ به‌ شوخی‌می‌گیرم. تو اگر بخواهی‌ ازدواج‌ کنی‌ برایت‌ یک‌ قدم‌ هم‌ برنمی‌دارم.
o قطعا فکر خودتان‌ بوده‌ که‌ گاهی‌ صدایتان‌ را تغییر بدهید، ولی‌ چرا این‌ کار را گردن‌ صدابرداربرنامه‌ می‌اندازید؟
- قرار است‌ بچه‌ها بخندند و شاد باشند و فکر کنند یکی‌ هست‌ که‌ این‌ بلا را سر من‌ می‌آورد. وقتی‌بچه‌ها بزرگ‌ شوند می‌فهمند که‌ این‌ شوخی‌ بود. چرا بگویم‌ کار خودم‌ است‌ مگر دنبال‌ چه‌ می‌گردم؟


o شما شغل‌ دوم‌ ندارید؟
- نه‌ کارمند سازمان‌ هستم‌ و همهِ وقتم‌ را این‌ برنامه‌ گرفته. یک‌ روز در میان‌ برنامه‌ داریم، ولی‌ هر روزبرای‌ فردایمان‌ فکر می‌کنیم. با همکاران‌ و به‌خصوص‌ نویسنده‌ مشورت‌ می‌کنم. فکر می‌کنم‌ فرصتی‌ پیش‌آمده‌ و برنامه‌ به‌ موفقیت‌هایی‌ دست‌ پیدا کرده، پس‌ چرا به‌ فکر صعودش‌ نباشیم؟ بچه‌های‌ امروز خیلی‌کنجکاو و باهوش‌اند. مثل‌ کامپیوتر، یعنی‌ دنیایی‌ از اطلاعات.
o پیش‌ آمده‌ که‌ در برابرشان‌ کم‌ بیاورید؟
- بله، گاهی‌ حرف‌های‌ جالبی‌ می‌زنند. یک‌ بار یکی‌ از بچه‌ها از من‌ پرسید: "مگر تو تعجب‌ کردی؟"گفتم‌ نه، پرسید: "پس‌ چرا موهایت‌ سیخ‌ شده؟" گفتم: "حالا دیگر به‌ خاطر حرف‌ تو از تعجب‌ موهایم‌سیخ‌ شده". گفت: "پس‌ چرا شاخ‌ در نیاورده‌ای؟!" می‌بینید چه‌ تخیل‌ قویی‌ دارند و چقدر درکشان‌مشکل‌ است؟ این‌ جور وقت‌ها سعی‌ می‌کنم‌ صادقانه‌ بگویم‌ کم‌ آوردم، بگذارید بچه‌ بفهمد که‌ از من‌بیش‌تر می‌داند. چه‌ اشکالی‌ دارد؟
oتحصیلات‌ شما چیست؟ احتمالا در زمینهِ روان‌شناسی‌ کودک‌ مطالعاتی‌ دارید؟
- من‌ گرافیک‌ خوانده‌ام‌ که‌ خوب‌ ارتباط‌ چندانی‌ با کارم‌ ندارد. اما روان‌شناسی‌ کودک‌ زیاد می‌خوانم، همین‌طور اشعاری‌ که‌ برای‌ کودکان‌ یا دربارهِ آن‌ها می‌سرایند. داستان‌های‌ کودکان‌ را هم‌ دوست‌ دارم.خیلی‌ها می‌گویند توی‌ این‌ مقوله‌ کار نکن‌ کودک‌ می‌مانی، ولی‌ من‌ توجه‌ نمی‌کنم. چون‌ در آینده‌ در زمینهِ کودک‌ حرف‌ گفتنی‌ خواهم‌ داشت. آدم‌ وقتی‌ با بچه‌ها سروکار داشته‌ باشد، بعد از چند سال‌ با روحیات‌و زندگی‌ آن‌ها انس‌ می‌گیرد. آن‌قدر تجربه‌ پیدا می‌کند که‌ می‌تواند درباره‌اش‌ کتاب‌ بنویسد.
o چیز غم‌انگیزی‌ که‌ در مورد شغل‌ شما وجود دارد این‌ است‌ که‌ بعد از مدتی، دیگر نمی‌توانیدادامه‌ بدهید چون‌ وقتی‌ سنتان‌ بالا برود دیگر نمی‌توانید پورنگ‌ باشید! برای‌ آن‌ موقع‌ چه‌ فکری‌کرده‌اید؟
- من‌ می‌گویم‌ یک‌ پیرمرد می‌تواند پدربزرگ‌ مهربان‌ قصه‌گویی‌ باشد. پیر می‌شوم، چین‌ وچروک‌هایی‌ روی‌ صورتم‌ پیدا می‌شود، چهره‌ام‌ سالمند و تکیده‌ می‌شود، اما سالمندی‌ بشاش‌ که‌ جلوی‌دوربین‌ در نقش‌ پدربزرگ‌ برای‌ بچه‌ها قصه‌ می‌گوید و برنامه‌ اجرا می‌کند. سریال‌ "شمسی‌ و مادام" را به‌خاطر می‌آورید؟ اصلا فکر نمی‌کردید شمسی‌ پیر است‌ از بس‌ که‌ شاداب‌ و زبر و زرنگ‌ بود. وقتی‌ من‌ پیرشوم، صددرصد یک‌ پورنگ‌ مثل‌ حالای‌ من، نه، خیلی‌ بهتر از من‌ پیدا می‌شود که‌ کنار پدربزرگ‌ برنامه‌اجرا کند و من‌ (البته‌ اگر، آن‌ زمان‌ خواستار من‌ باشند) سعی‌ می‌کنم‌ تفاوت‌ بین‌ دو نسل‌ را بردارم‌ وهماهنگ‌ با جریان‌ روز جامعه‌ و خواست‌ بچه‌ها برنامه‌ اجرا کنم. می‌شوم‌ یک‌ سالمند شاد در کنار یک‌پورنگ‌ جدید.
o این‌ کودکی‌ درونتان‌ را با تمرین‌ زنده‌ نگه‌ داشته‌اید، یا این‌که...
- نه‌ به‌ خدا، همین‌ هستم. من‌ رنگ‌های‌ شاد را دوست‌ دارم، شلوار بندی‌ دوست‌ دارم، بستنی‌خوردن‌ توی‌ خیابان‌ را دوست‌ دارم، تاب‌ سواری‌ را دوست‌ دارم، دوست‌ دارم‌ لپ‌هایم‌ گلی‌ باشد،موهایم‌ کوتاه‌ باشد و آن‌ها را بریزم‌ روی‌ پیشانی‌ام. می‌گویند: ای‌ بابا با این‌ هیکل! مگر چه‌ اشکالی‌ دارد؟چرا لذت‌های‌ کودکانه‌ را برای‌ خودمان‌ منع‌ می‌کنیم؟
o حاضرید با همین‌ ظاهر به‌ خیابان‌ هم‌ بروید؟
- بله، آدم‌ها متفاوت‌اند و سلیقه‌هایشان‌ با هم‌ فرق‌ می‌کند. ممکن‌ است‌ بعضی‌ها به‌ من‌ بخندند.خب، من‌ هم‌ به‌ افکار آن‌ها می‌خندم. چون‌ فکر می‌کنم‌ افکار آن‌ها پیر شده، ولی‌ من‌ هنوز شادابم.
o نظرتان‌ دربارهِ شهرت‌ چیست؟
- شهرت‌ اگر در مسیر درست‌ قرار بگیرد بد نیست.
o وقتی‌ انبوه‌ نامه‌های‌ بچه‌ها را نگاه‌ می‌کردم‌ آقای‌ آقاجان‌زاده‌ (تهیه‌کنندهِ برنامه) می‌گفتند که‌ قراراست‌ کارت‌هایی‌ با عکس‌ شما چاپ‌ کنند و برای‌ همهِ بچه‌هایی‌ که‌ به‌ برنامه‌ نامه‌ نوشته‌اند بفرستند.
- این‌ لطف‌ همکارانم‌ است. من‌ با این‌ رویه‌ خجالت‌ می‌کشم‌ به‌ خدا. قصد مطرح‌کردن‌ خودم‌ راندارم. ولی‌ شما نامه‌های‌ بچه‌ها را بخوانید. آن‌ها خودشان‌ می‌خواهند ولو شده‌ یک‌ خط‌ برایشان‌بنویسم. ما هم‌ تصمیم‌ گرفتیم‌ متنی‌ را که‌ از صمیم‌ دل‌ نوشته‌ شده‌ چاپ‌ کنیم‌ و برای‌ همهِ بچه‌ها بفرستیم،چون‌ نمی‌شود بینشان‌ فرق‌ گذاشت. من‌ بچه‌ که‌ بودم‌ برای‌ برنامهِ کودک‌ نقاشی‌ فرستادم‌ و برایم‌ یک‌کتاب‌ به‌ نام‌ "کلید بهشت" با مُهر گروه‌ کودک‌ فرستادند. من‌ توی‌ مدرسه‌ به‌ همه‌ نشانش‌ می‌دادم‌ و می‌گفتم‌خانم‌ رضایی‌ برایم‌ فرستاده. واقعا هم‌ فکر می‌کردم‌ خود خانم‌ رضایی‌ این‌ مُهر را زده، آن‌ را کادو کرده‌ و بادست‌ خودش‌ پست‌ کرده.
باید بگویم‌ که عموپورنگ‌ عموی‌ بچه‌ها و دوستشان‌ است، اشکالی‌ ندارد بگویند عمو، ولی‌ سنش‌ را خیلی‌ بالانبرند! ببینید زندگی‌ ماشینی‌ شده. پدرها و مادرها نمی‌توانند بچه‌ها را زیاد ببینند. با آن‌ها حرف‌ نمی‌زننداز بس‌ که‌ مسائل‌ جانبی‌ و اقتصادی‌ فکرشان‌ را مشغول‌ کرده. آن‌ وقت‌ برنامهِ پورنگ‌ از تلویزیون‌ پخش‌می‌شود تا این‌ خلا را کمی‌ جبران‌ کند. وقتی‌ مادری‌ نامه‌ می‌نویسد و از من‌ می‌خواهد که‌ به‌ بچه‌هابگویم‌ شیر بخورند و من‌ می‌بینم‌ که‌ اگر بگویم، گوش‌ می‌کنند احساس‌ مسئولیت‌ می‌کنم. خوشحالم‌ که‌بچه‌ها دوستم‌ دارند. کاش‌ برایم‌ دعا کنند همیشه‌ همین‌طوری‌ بمانم‌ و دچار تغییر به‌ معنای‌ نزول‌ وسقوط‌ نشوم‌ و همیشه‌ فضا طوری‌ باشد و شرایط‌ به‌گونه‌ای‌ مهیا باشد که‌ نروم‌ سراغ‌ کار دیگری‌ و همیشه‌برای‌ بچه‌ها کار کنم.
o می‌خواهم‌ چیزی‌ بپرسم. این‌ لباس‌های‌ رنگارنگ‌ مال‌ خودتان‌ است‌ یا برایتان‌ می‌خرند؟
- بعضی‌ها را برایم‌ می‌خرند. بعضی‌ها مال‌ خودم‌ است. وقتی‌ لباس‌ شاد می‌پوشم، تحت‌ تأثیر رنگ‌لباس‌ راحت‌تر برنامه‌ اجرا می‌کنم. اصلا، من‌ شاید غمگین‌ شده‌ باشم، ولی‌ هیچ‌وقت‌ لباس‌های‌ تیره‌نپوشیده‌ام. بچه‌ها شادند و شادی‌ حق‌ بچه‌هاست. پس‌ من‌ باید لباس‌های‌ شاد بپوشم

عموپورنگ خودش را چگونه معرفی می کند ؟
متولد 1/5/1352 ، مجرد وفارغ التحصیل گرافیک .
چطور شدی عموپورنگ ؟
اسم مستعار هنری ام است . سال 78 برنامه ای در تلویزیون داشتم با عنوان تورنگ و پورنگ که دوتا عروسک بودند. از همان جا نام پورنگ برایم جان گرفت .
کارت را با تلویزیون ازچه زمانی شروع کردی ؟
با صدا و سیما از سال 73
از همان اول مجری بودی ؟
نه ، اول گزارشگر بعد بازیگر مجموعه های رادیویی و بعد تلویزیون .
خودت از تماشای کارتن لذت می بری ؟
مگر می شود کارتن دید و لذت نبرد .
در کودکی از کدام کارتنها خوشت می آمد ؟
گوریل انگوری ، سندباد و یوگی و دوستان.
احساست نسبت به بچه ها چگونه است ؟
سعی ام بر این است کهاز تجلی روح و پاکی های کودکانه همیشه در وجودم جاری باشد. هر چقدر با شناخت و صمیمیت وارد دنیای کودکان شوید، مسلما ارتباط با آنها تنگاتنگ و نشاط آورتر خواهد بود. کودک و نوجوان تشنه صداقت، یکرنگی و سادگی است و اگر این خصوصیات را از کسی ببینند دیگر دست از سرش برنمی دارند. من با آنکه سالهاست سن و سالم از کودکی فاصله گرفته ، اما تلاشم این بوده که پاکی ها و نشاط و سلامت کودکی را در روح و روان خود حفظ کنم تا بیشتر بتوانم با صداقت مانوس شده و در گفتارم سلامت و در رفتارم سادگی حفظ شود.
شما + تلویزیون چه می شود؟
من اگر هم محبوبیتی نزد بجه ها و مردم دارم ، مدیون تلویزیون هستم.
می گویند گفتگو و همصحبتی با بچه ها نوعی ثواب است ، تو چه فکر می کنی؟
بچه ها چون از معصیت و گناه دورند، نقطه ای از وصالند. وصل کننده ما به خوبی ها و اصا لتها و آرمانی شدن و این یعنی زیباترین نیایش .
برای اجرای این گونه برنامه ها چگونه و از چه روشی استفاده می کنی ؟
برای اجرای برنامه های کودکان باید از زاویه و دریچه نگاه آنان به مسائل نگریست . صداقت تمام و احساس نزدیکی کردن با بچه ها ، در اجرا بسیار تأثیر گذار است و اینکه هر چقدر با کودک همسان و همطراز باشی او با تو همراه تر خواهد بود.
عموپورنگ، تو کی می خواهی بزرگ شوی ؟
شما هم حرف مادرم را می زنید که مدیون محبتها و نگاه های عاشقانه اویم . او گاهی اوقات به من می گوید ، پس تو کی می خواهی بزرگ شوی ؟ کی می خواهی دست از سر دنیای کودکی برداری بچه کوچولو ؟
خودت چه حسی داری ؟
من عاشق بچه ها و اسباب بازی های آنها و دنیایشان هستم. وقتی آدم حس می کند با پاک ترین و نجیب ترین موجودات حشر و نشر دارد بر خود می بالد.
بچه که بودی شیطنت هم می کردی ؟
بله ، زیاد . یک بار افتادم توی حوض خانه مان . عاشق نشستن لب حوض بودم.
پس زیاد اهل درس خواندن نبودی ؟
اتفاقا بر عکس ، با همه شیطنت ها ، خجالتی و درسخوان بودم .
در زندگی شخصی ات چقدر شاد و پر نشاط هستی ؟
با آنکه من هم چون دیگران درگیر زندگی ماشینی هستم اما شادی ونشاط جوهره زندگی من است .
بازیگوش هم هستی ؟
در منزل بله . در ضمن بنویسید که من خواننده نیستم ولی برای بچه ها خواندن را دوست دارم.
آرزویی که دوست داری آن را یک بار تجربه کنی ؟
دوباره به دوران کودکی ام برگردم .
دروغ تو را یاد چه می اندازد ؟
یاد دماغ دراز پینوکیو.
خوشبختی را در چه می دانی ؟
روح و جانی سالم ، اندیشه ای پاک و همه را دوست داشتن .
شادی بچه ها تو را یاد چه می اندازد ؟
شکفن گلها و رویش درختان .
دوست داشتی به چه چیز زودتر دست پیدا می کردی ؟
به اینکه زود تر از اینها برای بچه ها برنامه اجرا می کردم. اما سعی می کنم جبران مافات کنم و از کمترین فرصت بیشترین بهره برداری را بکنم تا به بچه ها نز دیکتر شوم.
در حال حاضر ما بچه های باهوشی داریم که برای آنها برنامه جرا کردن کار ساده ای نیست ، نیازهای آنان را چگونه در برنامه برآورده می کنی ؟

همان طور که شما متذکر شدید بچه های حال حاضر با بچه های ده سال قبل خیلی فرق دارند. کودکی که با شرایط روز جامعه و کامپیوتر و... سروکار دارد به برنامه ای دل می بندد که پویایی او را رقم بزند و من خود در نوع اجرا به این اوامل اهمیت می دهم. سعی من همیشه این بوده که لذتی که بچه ها از اجرای من می برند ، کمتر از تماشای کارتون برای آنها نباشد .

دقیقا درست می گویی. ما خودمان در فامیل کودکی داریم که کمتر حرف پدر و مادرش را گوش می دهد. اما آنها (پدر و مادرش) از نام تو استفاده می کنند و می گویند اگر حرف ما را گوش ندهی تلفن میزنیم به عموپورنگ و می گوییم که تو پسر بد و حرف گوش نکنی هستی و او چون به تو علاقه دارد ، حرف آنها را می پذیرد و این برای اجرای تو امتیاز کمی نیست . اینکه بچه ها قبول کرده اند که داریوش فرضیایی عموی آنهاست ، آن هم عمویی پر رنگ و لعاب و شاد و رنگین کمانی.
شما لطف دارید و مرا شر منده می کنید . همین که توانسته ام از جنس بچه ها باشم و همان طور که من آنها را دوست دارم ، آنها هم مرا دوست دارند، این را از لطف و عنایت پروردگارم می دانم و تلاشی که خود در این راه می کنم .
دو مساله در نوع اجرا و کارهایت نمودی عینی ، مملوس و چشمگیر دارد و این دو مساله بیشتر بچه ها را درگیر تماشای کارهایت می کند : یکی شخصیت سازی است و دیگری بداهه گویی.
شخصیت سازی یکی از راههای آموزش غیر مستقیم به کودک است . مثلا شخصیت گلی جان که با لهجه شمالی حرف می زند ، بچه ها آنقدر با آن ارتباط برفرار کرده اند که گاه حرفهای او برای بچه ها از حرف های من دلنشین تر و بامزه تر و مقبول تر است و جالب تر اینکه بچه های پسر او را پسر می دانند و دختر ها او را دختر . با شخصیت سازی ذهن کودک را باید درگیر مسائل کرد و در همان میان نکته ای که لازم است به او منتقل شود ، انتقال یابد . گاه برای تفهیم یک مساله آموزشی لازم است همانند یک الگو رفتار نکرد ، چرا که وقتی در هر مساله ای بخواهی به کودک بگویی من الگوی تو هستم فهم و شعور او را نادیده گرفته ای . گاه با گرفتن نادرست قاشق در دست و یا برعکس مسواک زدن او خودش همه چیز را می فهمد و برای شما روش درست را توضیح می دهد و می شود الگوی شما . این برای کودک یک اتفاق شیرین و جذاب است . احساسی که ساعتها در و جود او جریان دارد .
ازدواج نکرده ای به فکرش هم نیستی؟
سرم خیلی شلوغ است . اگر شرایطش پیش بیاید این اتفاق در زندگی ام خواهد افتاد. دوست دارم همسرم مؤمن، با اعتقاد و از درک و شعور بالایی برخوردار باشد و مرا به خاطر خودم دوست داشته باشد، همین !
خودت از چیزی نمی ترسی؟
چرا از سوسک می ترسم. البته من و بچه ها یاد گرفته ایم از دروغ ، پدر و مادر اذیت کردن و شلخته بودن هم بترسیم.
چه وقت از دست خودت عصبانی می شوی ؟
وقتی خودم نباشم .
اگر دچار بیماری فراموشی شوی چه می کنی؟
شما چهره تان آشناست ، اینجا چه می کنید، من اینجا چه می کنم ؟ یه روز یه آدمی که دچار فراموشی شده بود نزد پزشک می رود. به دکتر می گوید: آقای دکتر من دچار فرا موشی شده ام . دکتر می گوید: از کی؟ او می گوید: چی رو از کی ؟
خودت را در یک جمله تعریف کن.
دلرحم ، دارای اعتماد به نفس و کمی هم دوست داشتنی !
الگوی تو کیست ؟
حضرت علی« ع»
از اینکه محبوب بچه ها هستی چه حسی داری ؟
محبوب بودن و در قلب بچه ها جا باز کردن لطفی دو چندان دارد چرا که انسان محبوب دل آدمهایی که بی گناه و پاکند باشد، ماندگاری اش تثبیت شده و این هم یکی از الطاف و عنایتهای خدا به این بنده حقیر است .
بزرگترین نعمتی که خدا به تو داده ؟
سلامتی و وجود مقدس مادرم.
زندگی را در یک جمله تعریف کن .
عاشق باشید و عشق بورزیذ و دوست بدارید تا شما را دوست بدارند.
عشق چه رنگی است ؟
سبز.
زندگی چه رنگی است ؟
آبی.
فکر می کنی در 50-40 سالگی هم همین گونه باشی ، شیطان و عاشق کودکی ؟
سن انسان هر چه بالاتر می رود و به 60-50 می رسد، آدم بچه تر و به دنیای کودکان نزدیکتر می شود .
در کدام محله تهران زندگی می کنی ؟
پیروزی.
بیشتر چه نوع کتابهایی مطالعه می کنی ؟
روان شناسی ، رمان وگاهی اوقات هم شعر .
بدترین نمره ای که در زمان تحصیل گرفتی ؟
14 .
تکه کلامت چیست ؟
پسرم ، دخترم ، قربونت برم .
اگر به تو بگویند یک جمله بگو و با دنیای مجری گری و اجرای برنامه خداحافظی کن ، چه می گویی ؟
بچه ها هیچ وقت فراموشتان نمی کنم و تو را به خدا فراموشم نکنید .
قشنگ ترین دیالوگ زندگی ؟
دوستت دارم ، در قلب منی .
اگر تو را در یک جزیره تک و تنها رها کنند ، چه می کنی ؟
به خدا گریه می کنم و توی سرم می زنم .
تا حالا خوابی دیده ای که در بیداری تعبیر و اتفاق افتاده باشد ؟
بله ، همین دو هفته پیش ، خواب دیدم با قیچی مشغول کوتاه کردن پر و بال پرنده ای هستم ، فردای آن روز ، شرایطی پیش آمد که موهای دوستم را کوتاه کردم .
دوست داری چند سال عمر کنی ؟
تا موقعی که موجب دردسر برای دیگران نباشم و به قول خودم نفسم بالا و پایین بیاید .
اگر ازدواج کنی ، دوست داری چند فرزند داشته باشی ؟
با این شرایط فقط یک دختر با نام « دریا »
چند برادر و خواهرید و تو فرزند چندم خانواده هستی ؟
همین قدر بگویم که یکی مونده به آخر ، چهارتا مونده به اول ، پیدا کنید پرتقال فروش را !
مهمترین سوالی که دوست داری از خودت بکنی ؟
تو چته؟! و هنوز جوابش را پیدا نکرده ام .
فکر می کنی اگر یک کاریکاتوریست بخواهد چهره ات را طراحی کند در کدام عضو صورتت غلو می کند ؟
مطمئنم دماغ بنده را شصت ماغ می کشد ، شک نکنید .
وقتی دلت خیلی تنگ می شود ، چکار می کنی ؟
یا گریه می کنم ، یا موسیقی گوش می دهم و یا قدم می زنم .
بهترین هدیه ای که آدم می تواند به بقیه بدهد ؟
لبخند .
بهترین آرزویت چیست ؟
بچه بمانم .
فکر می کنی شبیه چه میوه ای هستی ؟
هویج !
اگر بخواهی به موضوعی اعتراف کنی ؟
به خدا من خیلی بی ریا هستم ، شاید قیافه ام ان طور نشان ندهد ولی خیلی بی ریا و احساساتی هستم.
سخت ترین تنبیهی که در دوران مدرسه شده ای ؟
در دوران تحصیل چند روز از دیدن ناظم مدرسه که خیلی دوستش داشتم محروم شدم و بدون اینکه به من بگوید یک هفته به مرخصی رفته بود و من به همین دلیل چند روز سخت مریض شدم اسمش ر...م است . جالب اینکه در حال حاضر همکارم است .
وقتی نام پلنگ صورتی به گوش ات می خورد یاد چه می افتی ؟
یاد اتفاقات خنده دار مربوط به خودم که شبیه اوست.
پنج واژه مقدس برای تو ؟
عشق ، خدا ، صداقت ، دوستی و مادر .
وقتی ده سالت بود دوست داشتی چه کاره شوی ؟
بازیگر و خواننده .
یک لطیفه برای بچه ها تعریف کن ؟
یه روز معلم از جمشید می پرسد: من میروم ، تو میروی ، او میرود چه زمانیه ؟جمشید جواب میدهد: آقا اجازه زمان زنگ تفریحه !
نزدیکترین دوست تو؟
به او می گویند بهروز ! حالا واقعا نمی دانم بهروزه یا...
سخت ترین سوال این مصاحبه ؟
سوالهای سختی نبود ، جوابهایش سخت بود

برچسب‌ها: عمو پورنگ, داریوش فرضیایی

تاريخ : 91/11/03 | 19:8 | نویسنده : nasrin |
  • مرکز دانلود رایگان
  • تب یکم
  • آرزوی سفر